جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
593
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
شكنجه و مجازات - پيش از اينكه موضوع قانون را در ايران و كيفيت اجراى آن را رها كنم جا دارد سخنى چند در باب مجازاتها و زندانها نيز بياورم . به نظر خوانندهء اروپائى چيزى زنندهتر از شكنجه و عذابهائى نيست كه در مورد مجازات مجرمين با بىاعتنايى بسيار به كار مىرود . در مورد مجازاتهاى قانونى نيز وضع به همين منوال است . درست تا اين اواخر كه از دورهء فرمانروائى شهريار فعلى ( ناصر الدين شاه ) چندان دور نيست مجرمين محكوم را مصلوب مىكردند يا در دهانهء توپ مىانداختند و زنده به گور مىكردند و مثل اسب بدنش را نعلكوب مىنمودند و يا بر بالاى دو درختى كه كج كرده بودند مىبستند آنگاه درختها را به حال طبيعى رها و محكوم را شقه مىكردند « 1 » و يا زنده مىسوزاندند . شنيدم آخرين بارى كه راهزنان را زنده در ميان ديوار وسط گل و ساروج گذاشته بودند سال 1884 بود « 2 » . خوشبختانه مسافرت ناصر الدين شاه به اروپا و فشار افكار عمومى جهان - متمدن اثرات مطلوب شگفتانگيزى در كاستن از اين قبيل مجازاتها نموده و اينگونه شكنجه و آزارها تخفيف يافته است . اينك بدترين مجرمين را خفه مىكنند و يا سر از تنشان جدا مىسازند و دزدى و راهزنى را با قطع دست يا انگشت يا گوش كيفر مىدهند ، اما شايعترين طرز مجازات چوب و فلك است كه هركسى را نصيب مىشود ، از فرزندان شاه تا افراد طبقهء پايين و از اين كار هر فرد ايرانى حتى در مقامات بالا فقط آن اندازه احساس شرم و ناراحتى مىكند كه يك شاگرد دبستان انگليسى از ضربهء تركه مىنمايد . در هيچجا در خانهء يك والى يا مأمور رسمى و يا حتى در مسكن آدم والامقامى خالى از اين وسيلهء تنبيه نيست و شايد اين خود دليل استحكام ارثى
--> ( 1 ) - اين طرز اعدام بسيار قديمى است و همان مجازاتى بود كه اسكندر دربارهء بسوس قاتل دارا رواداشت . ( 2 ) - در سال 1841 منوچهر خان معتمد الدوله كه يكى از مهيبترين حكام ايرانى بوده از تن سيصد نفر كه آنها را باهم بسته و در ميان گل و ساروج نهاده بودند ، در نزديكى شيراز برجى ساخت .